مرتضى مطهرى

78

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در اثر تكرار و انس روح با آن ، توأم با آرامش مىگردد . آنچه قبلًا حالت بيگانه داشت و مانند يك « رُبايش » ظهور مىكرد ، تبديل به امر مأنوس مىشود . برق جهنده تبديل به شعله‌اى روشن مىگردد . نوعى آشنايى ثابت برقرار مىگردد . گويى او هميشه همنشين حق است . با بهجت و سرور از آن بهره‌مند مىگردد . هرگاه آن حالت از او دور مىشود ، سخت ناراحت مىگردد . و لعله الى هذا الحد يظهر عليه ما به فاذا تغلغل فى هذه المعارفة قلّ ظهوره عليه فكان و هو غائب ظاهراً و هو ظاعن مقيماً . شايد به اين مرحله كه عارف برسد ، باز آثار حالات درونى ( بهجت و يا تأسف ) بر او ظاهر شود و اگر كسى نزديك او باشد از روى علائم ، آن حالات را احساس كند . اگر اين آشنايى بيشتر و بيشتر شود ، تدريجاً آثارش در ظاهر نمايان نمىگردد . وقتى كه عارف به مرحلهء كاملتر برسد جمع مراتب مىكند ؛ در حالى كه غايب و پنهان است از مردم ( روحش در عالم ديگر است ) در همان حال ظاهر است ، و در حالى كه كوچ كرده و به جاى ديگر رفته نزد مردم مقيم است . اين جمله ما را به ياد جملهء مولاى متقيان مىاندازد كه در مخاطبه‌اش با كميل بن زياد راجع به اولياى حق كه در همهء عصرها هستند فرمود : هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلى حَقيقَةِ الْبَصيرَةِ وَ باشَروا روحَ الْيَقينِ وَ اسْتَلانوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفونَ وَ انِسوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَقَّةٌ بِالْمَحَلِّ الْاعْلى « 1 » . علم و معرفت توأم با بصيرتى حقيقى از درون قلب آنها بر آنها هجوم آورده است ، روح يقين را لمس كرده‌اند ، آنچه كه بر اهل لذت سخت و دشوار است براى آنها رام و نرم است ، و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 147